X
تبلیغات
alidargahi - بررسی تأثیر انگیزش بر فرآیند یاگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

مقدمه:

در يادگيري کارآموزان و دانش آموزان، انگيزه مساله مهمي است به واقع بعضي متخصصان ايجاد انگيزه را از مسووليت هاي نخستين مربيان و معلمان مي دانند. با وجود برانگيخته شدن يادگيرندگان اين احتمال است که آنان تلاش کافي براي تسلط يابي نشان ندهند با تاسف گفتني است که حتی بهترين برنامه کارآموزي و آموزش سازماندهي شده هم در صورت نبود «انگيزه» در کارآموزان و دانش آموزان به بار نمي نشينند. هنوز هم افرادي هستند که پيشاپيش نشانه هايي از انگيزش در خود دارند انسان ها از ابتداي حيات خود تا واپسين دم حيات خودانگيختگي را با خود دارند انگيزش از ويژگي هاي هر موجود زنده اي است. ولي در مواردي ديده مي شود که يادگيرندگان دوست ندارند کاري که انجام مي دهند بنا بر خواسته معلمان يا مربيان باشند به هر روي آنان به طريقي برانگيخته مي شوند. بنابراين مربي و معلم بيش از آنکه نقش انگيزه زايي را ايفا کند به ايفاي نقش کنترل انگيزش يادگيرندگان و سوق دادن انگيزه ها براي يادگيري تکليف يا کار ويژه اي انجامد، يعني توجه آنان به نحوي جلب مي شود و انرژيشان براي انجام دادن فعاليت جدي هدايت مي گردد.
انگيزه نيرويي دروني است که سبب مي شود به نحوي معين رفتار کنيم. گاه انگيزه غريزي و گاه از تصميمي منطقي است روي هم رفته گفتني است که آن ترکيبي از هر دو است تا حدودي انگيزش غريزي، نينديشيده و تا حدودي هم منطقي و انديشيده است، اغلب انگيزش خود محور و در خدمت شخصي است. انگيزه ها نيروي قوي در فرآيند يادگيري هستند. انگيزش نه فقط نيرويي هدايت کننده است بلکه گيج کننده هم هست. اگر نسبت به موضوعي انگيزه پيدا کنيد کار ديگري را که بايد انجام دهيد سبب سردرگمي خواهد بود، اين حالتي است که ترجيح مي دهيد کاري را پي بگيريد و از سوي ديگر مجبوريد کار ديگري را برگزينيد.
انگيزش به فراگيرندگان نيرو مي دهد. اين نيرو سبب مي شود که آنان فعال و درگير در کار و مسوول شوند. انگيزش عاملي براي پافشاري در کار و تداوم فعاليت است.

انگيزش هدف  محور است، انگيزش يادگيرندگان را براي تکميل کردن کار و برآورد درک يک هدف عيني مطلوب رهنمون مي سازد.

انگيزش انتخابي است. انگيزش تعيين مي کند که انجام دادن چه فعاليتي را بايد پذيرفت. همچنين معين مي کند که تکليف يا کار  چگونه انجام مي شود. انگيزش اولويت را مشخص مي کند.
انگيزش به رفتار يادگيرنده الگو مي دهد، انگيزش به فعاليتها سازمان مي دهد بر نيروي کار و کارايي مي افزايد و سبب پديد آوري نقشه يا طرح مي شود. آثار چهار عامل پشتکار جهت يابي اولويت بندي و رفتار برنامه ريزي شده براي يادگيري ضروري است. آنها منبع غني اي را پديد مي آورند که مربيان و معلمان و يادگيرندگان مي توانند از آن بهره مند گردند. (رقیه - وطنی).

تا انگیزش نباشد هیچ كس هیچ چیزی را یاد نخواهد گرف،گرچه عامل وراثت و محیط یا هوش و غنی سازی محیط آموزشی و بهبود روشهای تدریس تا اندازه ی زیادی در بهبود وضع آموزشی تأثیر دارد ، ولی قلب آموزش وپرورش انگیزش است و تا انگیزه نباشد هیچ كس هیچ چیزی را یاد نخواهد گرفت . انگیزش حالتی كلی تمایل به پیشرفت تحصیلی است و انگیزش در حالت اختصاصی نسبت به درس خاص می باشد . امروز باید با نگاهی عمیق تر و با توجه به افقهای جدید روانشناسی علایق و خواسته های دانش آموزان برای معلم بهتر شناخته شده است . امروز می دانیم هر روش تدریس تا چه اندازه در پیشبرد هدفهای ما مؤثر خواهد بود چه مزایایی داشته و چگونه می توانیم به غنی سازی تجارب كمك كنیم . معایب هر روش را می دانیم ، محاسن آنها را نیز می دانیم و هیچ راهی برای كاستی نباید وجود داشته باشد . دادن موضوعات درس با زندگی روزمره و تجارب گذشته بخش مهمی از تحریك حسن كنجكاوی و سوق دادن علایق و ایجاد تجربیات غنی و ناب است . فعالیتهای مكمل و فوق برنامه و تشویق به یادگیری اكتشافی و روشهای تدریس نمایشی و ایفای نقش ، الگوهای حل مسأله باعث می شود . دانش آموزان محور فعالیتهای آموزش قرار گرفته و برای یادگیری رغبت ، انگیزه و كنجكاوی لازم را پیدا كنند . آموزش و پرورش هزاره سوم متفاوت از آموزش و پرورش دوران گذشته است . تغییرات شگرف علوم رفتاری و كشف افقهای جدید كه نظریات فراشناختی ، خودپندار و تقویت اعتماد به نفس در دانش آموز از اهم اولویتها آموزش و پرورش می باشد . نمی توان به دانش آموزان بدون دادن قوت قلب و هدفهای در سطح متوسط و تقویت حس موفقیت در آنها انتظار داشت به هدفهای بزرگ و والا نایل آیند . باید هدفها در سطح پیچیدگی متوسط و با ارتباط با مسایل روزمره زندگی و با توجه به علایق كودكی در دبستان با قصه ، داستان نمایش شعرهای كودكانه ( ادبیات كودك ) و دوران راهنمایی با توجه به روان شناسی بلوغ و رشد شناختی علایق آنها, را هدایت كرد و آنان را افرادی كنجكاو و پژوهشگر بار آورد .(برگرفته از سایتaspex.20-post/com.blogfa.jalebb//:http).

كودكان از بدو تولد داراي انگيزه يادگيري هستند براي همين پيوسته محيط اطراف را لمس مي نمايند و هر چقدر بزرگتر مي شوند اين انگيزه قويتر شده و حتي مي خواهند مستقلاعمل نمايند و به يادگيري هرچه بيشتر مي پردازند تا وقتي كه نوبت به خواندن و نوشتن مي رسد در اين مرحله هم كودك به تلاش خود ادامه مي دهد و گاهي وقت ها از تلاش باز مي ايستد و يا از يادگيري لذت مي برد و فكر مي كند كساني كه موفق مي شوند با او متفاوت هستند . لذا از يادگيري علم و دانش فاصله مي گيرد، اين فاصله با توجه به ويژگي هاي روحي و رواني و فرهنگ خانواده يا عوامل محيطي بيشتر شده و گاهي جبران ناپذير مي شود و شخص از اين عرصه فاصله گرفته هرگز به آن فكر نمي كند. بعضي از انسان ها به لحاظ روش زندگي بعدها متوجه مي شوند كه علم و دانش در زندگي چقدر اهميت دارد و از عملكرد گذشته خويش پشيمان مي شوند. براي همين به فرزندان خود توصيه مي نمايندكه حتمأ به تحصيل خود ادامه دهند بنابراين در اين برنامه ريزي به تمام ابعاد انساني ياد گيرنده بايستي توجه شود و اهميت آن را به يادگيرنده تفهيم كنيم(ربابه-سعیدیان).

 

روش کار:

 این مقاله با هدف بررسی تأثیر انگیزش بر فرآیند یاگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به فرآیندها

و ابعاد آن تهیه شده و با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی اطلاعات جمع آوری مورد بحث و تبادل قرار گرفته است بنابراین روش تحقیق روش توصیفی است و داده ها با استفاده از منابع غیر چابی مانند اینترنت جمع اوری گردیده است. که پس از بحث و تبادل نظر(تجزیه و تحلیل) خلاصه و نتایج ارائه خواهد گردید.

تعریف ا نگیزش:

انگیزش اسم مصدر از انگیزیدن بوده،به معنای تحریک و ترغیب، تحریص و هیجان آمده است، و در اصطلاح، عبارت است از میل و رغبتی که فرد را برای رسیدن به هدفی از خود نشان می دهد. هر قدر این انگیزه و رغبت بیشتر باشد، فرد تلاش افزون تری از خود نشان می دهد.( پارسا- محمد).

روانشناسان انگيزش را فرآيندهايي مي دانند كه در برانگيختن، جهت دادن و پاياني ممتاز نقشآفرين هستند ، انگيزش در برابر پرسش ها مطرح مي شود كه چرا آدمي به جاي آسايش و خواب به كار و كوشش مي پردازد، يا آنكه چرا به يك كار بعضي اين اندازه اهميت مي دهد و با وجود دشواريهاي فراوان از آن دست نمي كشد و به فعاليت هايي كه برايش هيچ گونه مشكلي ندارد روي نمي آورد!(  پارسا- محمد).

اصطلاح انگیزش را می توان به عنوان عامل نیرودهنده،هدایت کننده،و نگهدارنده رفتار تعریف کرد. گیج و برلاینر (1984)انگیزش را به موتور و فرمان اتو مبیل تشبیه کرده اند. سیفرت(1992)گفته است انگیزش یک تمایل یا گرایش به عمل کردن به طریقی خاص است. او همچنین انگیزه را به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موب می شود تعریف کرده است.

از لحاظ پرورشی، انگیزش هم هدف است و هم وسیله. به عنوان هدف، ما از دانش اموزان و دانشجویان می خواهیم نسبت به موضوع های مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. از این رو، تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیتهای حوزه ی عاطفی در نظر گرفته شده  است دارای هدف های انگیزشی هستند. به عنوان وسیله، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری کاملأ آشکار است(  علي اكبر- سيف) .

اهمیت انگیزش:

انگیزش عامل بسیار مهم و اغلب مهمترین شرط یادگیری است. اهمیت آن اغلب از هوش كلی نیز بیشتر است. بارها دیده شده است دانش‌آموزانی كه از لحاظ توانایی و استعداد تحصیلی و به عبارت دیگر هوش كلی بسیار شبیه به هم هستند، اما در پیشرفت تحصیلی تفاوت‌های زیادی با یكدیگر دارند. در واقع دانش‌آموزان با انگیزه به یادگیری اشتیاق دارند. علاقه‌مند، كنجكاو، سختكوش و جدی هستند و زمان بیشتری را برای مطالعه و انجام تكالیف صرف می‌كنند. شاید بتوان گفت كه چنین رفتارهایی فاصله آنان را از افراد با هوش كلی بالاتر، جبران می‌كنند. موفقیت یا شكست تحصیلی نیز برانگیزش و یادگیری تاثیر می‌گذارند. به‌عبارتی دیگر، انگیزش نه تنها بر پیشرفت تحصیلی مؤثر است، بلكه خود نیز تحت تأثیر تجارب تحصیلی (موفقیت، شكست و پیامدهای آنها ) قرار دارد. تجارب یادگیری دانش‌آموزان در درسهای مختلف وقتی به صورت موفقیتها یا شكست‌های پی درپی اندوخته می‌شوند به ایجاد تصورات و باورهایی در آنان نسبت به توانائیشان در یادگیری موضوعات مختلف می‌انجامد. این باورها و پندارها، انگیزش آنان را نسبت به تلاش برای یادگیری موضوعات مشابه تحت تاثیر قرار می‌دهد.چنین وضعیتی تاثیر قابل توجهی براعتماد و احترام به نفس، خود- كارآمدی،‌ سبك زندگی آینده و به‌ویژه سلامت روانی یادگیرندگان دارد(سعداله-آریافر).

 

عوامل موثر بر انگیزش:

به‌طور كلی مجموعه‌ای از عوامل مرتبط با یكدیگر بر علاقه و انگیزش دانش‌آموزان برای یادگیری تاثیر دارند. این مجموعه ممكن است شامل ویژگی‌های یادگیرنده (عوامل فردی)، ویژگی‌های برنامه‌های درسی به لحاظ كمی و كیفی، ویژگیهای معلمان، شرایط و ویژگی‌های محیط آموزشی، فعالیت‌ها و تكالیف یادگیری و سایر عوامل محیطی از جمله خانوادگی باشد. شناسایی این عوامل به تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شیوه‌های مناسب و بهبود شرایط برای برانگیختن فراگیرندگان برای یادگیری كمك می‌كند.وضعیت سلامت جسمانی و روانی یادگیرنده از عوامل مهم فردی است كه بر انگیزش مؤثر است، سلامت جسمانی دانش‌آموز در آمادگی و رغبت برای یادگیری و انجام تكالیف یادگیری تأثیر اساسی دارد. دانش‌آموزانی كه از كمبود یا سوء تغذیه،یا ناخوشی‌های دیگر رنج می‌برند توانایی و همچنین میل و علاقه  لازم را برای فعالیت در كلاس درس ندارند. همین‌طور هرگونه اختلال در سلامت روانی- عاطفی دانش‌آموز مانند اضطراب و افسردگی از یادگیری مؤثر ممانعت می‌نماید. برنامه‌های درسی فشرده، متراكم و نامتناسب با سطح درك و توانایی دانش‌آموزان، همچنین تدریس طولانی و خسته‌كننده باشیوه‌های غیرفعال  و غیرجذاب ممكن  است انگیزه دانش‌آموزان ر ابرای فعالیت  در كلاس درس  و  انجام  مناسب  تكالیف یادگیری  خدشه‌دار  نمایند  و آسیب برسانند.  معلمانی كه تدریس خود را  براساس شناخت  ویژگی‌ها  و  علایق دانش‌آموزان تنظیم و اجرا می‌كنند، به نحو مناسب با دانش‌آموزان ارتباط برقرار می‌نمایند، آنان را به تفكر و طرح سؤال ترغیب می‌كنند تأثیر مثبت  و مفیدی بر انگیزش فراگیران خواهند داشت.محیط شامل ابعاد مختلف فیزیكی، روانی- اجتماعی در مدرسه، خانه و جامعه نیز بر آمادگی و رغبت دانش‌آموزان برای یادگیری و پیشرفت تحصیلی تأثیر بارز دارند. نور، حرارت ،  صدا، آراستگی، اندازه و پاكیزگی فضای كلاس و مدرسه از جمله عوامل فیزیكی است كه برمیل و انگیزه اثر می‌گذارند. روشن است كه محیط‌های كم‌نور،  بیش‌از حد سرد یا گرم، پر سر وصدا، نامرتب، با صندلی‌های معیوب و غیراستاندارد بر یادگیری اثر منفی می‌گذارند. محیط روانی- اجتماعی شامل كیفیت روابط انسانی در خانواده  و مدرسه می‌تواند  مشوق و  برانگیزاننده یا بر عكس دلسردكننده  و حتی مانع  فعالیت‌های یادگیری  و پیشرفت تحصیلی باشند. وجود ترس،  تحقیر،  تمسخر،‌  بی‌حمایتی، و بی‌توجهی در محیط  از  انگیزش كودك برای تلاش و فعالیت برای پیشرفت تحصیلی می‌كاهند (سعداله-آریافر) .

تعریف یادگیری:

تحولات و دگرگونی هایی که درزندگی بشر رخ داده است، به دلیل آموزش و یادگیری میباشد.شکی نیست که اهمیت یادگیری د ر رشد آدمی، بسی فراتر از چشم انداز اندیشه های اوست .چون محیط  زندگی آدمی همواره درمعرض تغییراست، انسان برای غلبه براین دگرگونی ها ناچار است یادبگیرد.
یادگیری به طورکلی، فعالیتی دگرگون کننده است و افراد را برای مقابله با رویدادهای محیطی آماده می سازد. یادگیری درواقع هم یک رشته فرایند است و هم فرآورده تجربه هاست. یادگیری درحقیقت، دارای مفهوم بسیارگسترده ای است که درقالبهایی چون نگرشهای نو، حل مساله، کاربرد معلومات دراستدلال، تفکر و ... به وجود می آید. تعاریف گوناگونی برای یادگیری ارائه شده است.اما بسیاری ازمحققان معتقدند که(( یادگیری تغییری است که براثرتجربه یا آموزش دررفتارموجود زنده پدید می آید.)) یادگیری، تغییری است که دراثرتدریس مطالب و مهارتهای گوناگون دررفتار یادگیرندگان ایجاد میشود. ممکن است این رفتار درکوتاه مدت قابل مشاهده باشد و یا این رفتار ممکن است درکوتاه مدت غیرقابل مشاهده باشد .به هرحال، این آموخته ها درطول زندگی موجب تغییر دررفتار و بینش یادگیرندگان می شوند. همانطورکه ذکرشد، انسانها برای دستیابی به نیازهای مختلف به کسب اطلاعات و دانش می پردازند و می آموزند. بنابراین دریادگیری باید این اختلاف درنیازها و سلایق و تفاوتهای یادگیری را درنظرگرفت. نباید انتظارداشت که افراد به طوریکسان، مطلبی را یادبگیرند. باید به انگیزه های یادگیرنده نسبت به مواد آموختنی توجه کرد. بدون شک، حالت ایده آل یادگیری، یادگیری مطلوب است. برای اجرای یادگیری مطلوب هم ابزارها و منابع متنوعی وجود دارند که با پیشرفت فناوری برتعداد آنها افزوده میشود. باید درنظرداشت که میزان موفقیت هرجامعه، وابسته به توان یادگیرندگانی دارد که درگیرفرایند یادگیری همیشگی هستند.( پارسا،محمد)

يادگيرى معلول انگيزه‏هاى متفاوتى است. يكى از انگيزه‏ها، كه نقش مهمى در جريان يادگيرى دارد، ميل و رغبت شاگردان به آموختن است. به ديگر سخن، رغبت محرّكى است كه فعاليت را افزايش مى‏دهد. براى اين‏كه يادگيرى فعّال صورت پذيرد، شاگردان بايد نسبت به موضوعى كه مى‏خواهند فراگيرند، علاقه‏مند باشند. در اين‏باره نيز گفته شده است: «براى ايجاد علاقه، لازم نيست كه موضوعات درسى را به طور تصنّعى جالب نشان دهيم، همين كه مطالب و مفاهيم درسى براساس نياز شاگردان تنظيم شده باشد و مسائل اساسى و واقعى آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محيط كمك كند، رغبت آنان برانگيخته خواهد شد.»(شعبانی-حسن).

تأثیرانگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی:

كودكان و نوجوانان در طي دوران تحصيلي نسبت به خود و محيط اطراف نگرش مثبت و منفي بدست مي آورند كه اين مسئله به تجارب موفق و ناموفق آنان در دوران تحصيل بستگي دارد. آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست مي يابند.در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشار رواني ناشي از آن بهداشت رواني شان بر هم خورده و جامعه و خانواده متحمل خسارتهايي مي شوند.

پيشرفت در تحصيل و يادگيري نتيجه عوامل گوناگوني است كه يكي از مهمترين اين عوامل انگيزش است. انگيزش مهمترين شرط يادگيري است، تلاش براي افزايش انگيزش تحصيلي از اهميت بسزايي برخوردار است.
نداشتن  انگيزه  تحصيلي يكي از دلايل افت تحصيلي مي باشد، بي انگيزه  بودن  نسبت به تحصيل گذشته از افت تحصيلي منجر به نااميدي و دلسردي دانش آموز شده و زمينه را براي ايجاد مشكلات روحي و انحرافات اجتماعي فراهم مي كند. همچنين كاهش انگيزش تحصيلي زيانهاي علمي و فرهنگي و اقتصادي را متوجه جامعه و خانواده مي كند.

انگيزش چيزي است كه به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي كند. انگيزش در واقع موتور حركت هر فردي است. انگيزش نيرويي است كه به فعاليتهاي ما جهت و شدت مي بخشد. هر قدر فعاليتهاي آموزشي همراه با انگيزه باشد بر انگيزنده تر خواهد بود و ميزان  يادگيري  افزايش مي يابد.  اصطلاح انگيزش در مورد عاملي  بكار مي رود كه دانش آموز و يا بطور كلي يادگيرنده را براي آموختن درس به تلاش و كوشش وامي دارد و به فعاليت او شكل و جهت مي دهد.

پژوهشگران در مورد انگيزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگيزه بيروني و انگيزه دروني. در انگيزه بيروني يك عامل خارجي فرد را به انجام كاري خاص برمي انگيزد. مثلا كودكي كه تكاليف مدرسه اش را بخوبي انجام مي دهد تا اجازه شركت در بازي فوتبال را داشته باشد. در اين مورد كودك كاري را بخوبي انجام مي دهد لكن انجام تكاليف بخاطر خود آن كار نبوده است بلكه تلاش او فقط جهت دستيابي به چيز ديگر است.
اما هنگاميكه انسان با انگيزه دروني كاري را به انجام مي رساند، صرفا آنرا براي خود آن مي خواهد و نتيجه اي جداگانه را نمي طلبد و حتي اگر از كار خود نتيجه مطلوبي هم نگيرد باز هم از اين كه آن را انجام داده است احساس پشيماني نمي كند. در مورد چنين كسي هرگز به تشويق نيازي نيست. انگيزش دروني يعني اينكه فرد فعاليتي را بخاطر خود آن عمل و نفس آن عمل انجام مي دهد و رضايت خود شخص عامل انجام آن فعاليت است.

در افراد با انگيزش دروني فهميدن مطالب درسي ،  افزايش  اطلاعات و  يادگيري مطالب درسي (بطور فراموش نشدني) سبب غرور و افتخار مي گردد. زمانيكه افراد خود را با كفايت و خود مختار ادراك مي كنند مايلند داراي انگيزش دروني باشند.انگيزش دروني به ايجاد احساس استقلال و تقويت اعتماد به نفس بيشتر دانش آموزان كمك مي كند و باعث مي شود تا فرد نسبت به يادگيريهاي خود كنترل بيشتري داشته باشد.(جمشیدی مریم).

راهکارهای ایجاد انگیزه و انگیزش در دانش آموزان و تأثیر آن در پیشرفت تحصیلی:

1-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان يادبگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد

، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .

2-دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود . 

3-تجربه و تماس مستقيم با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند يادبگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .

4-اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .

5-اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و … دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .

6-در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و …

7-بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .

8-تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .

9-مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .

10-تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت

11-استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان

12-علاقمندي یاددهنده به موضوع : دربسياري از مواقع مشاهده مي كنيم كه بي علاقه بودن يادگيرندگان به موضوعي خاص ناشي از علاقه مند نبودن والدين و مربيان آنهاست . معلمي كه در زنگ انشاء ، ورقه هاي رياضي را تصحيح مي كند يا در ساعت ورزش به بافندگي مشغول مي شود ، عملا“ به يادگيرندگان مي گويد كه براي اين فعاليت ارزش قائل نيست .

13-مطالب آموزشي را بايد از ساده به دشوار ارائه كرد . مي توان با فعال سازي دانش آموز به هنگام تدريس در او ايجاد انگيزه نمود .

14-به وضع جسماني دانش آموزان و وضع ظاهري كلاس بايد توجه نمود . كلاس درس را بايد از نظر ظاهري و رواني تبديل به محيطي امن و آرام نمود .

15-از مقايسه نمودن دانش آموزان با يكديگر خودداري نماييد .

16-قدرداني از كار دانش آموز او را به كوشش و تلاش بيشتر و دلبستگي به درس وادار خواهد نمود .

17-برقراري ارتباط بين مطالب درسي با واقعيات زندگي در ايجاد انگيزه مؤثر مي باشد .

18-بلافاصله دانش آموز را از ميزان پيشرفت در كارش مطلع نماييد . آگاهي از نتيجه كار در هر مرحله از آموزش ، دانش آموز را از عملكرد خود آگاه نموده و باعث مي شود تا به تقويت نقاط مثبت و اصلاح نقاط ضعف و منفي خود بپردازد .

19-استفاده از علائق يادگيرنده : مربيان و والدين مي‌توانند با شناسايي علائق دانش آموز از آن استفاده مطلوب نمايند .

20-مقابله با بازدارنده هاي عاطفي و هيجاني كه موجب دلسردي و كاهش علاقه دانش آموز به درس و تحصيل مي شود . مثلا“ معلمي ممكن است از دانش آموز توقع زياد داشته باشد و يا پس از ورود به كلاس به هيچ دانش آموزي اجازه ورود ندهد و يا تكاليف سنگين تعيين كند ، زياد درس بدهد ، سخت نمره دهد و گاهي تبعيض روا دارد .

21-انگيزش از راه سرمشق گيري : معلم در اين شيوه از شخصيتي خاص تمجيد و تجليل نموده و او را يك نمونه و سرمشق ارزشمند و قابل احترام معرفي مي كند و دانش آموزان نيز از طريق همانند سازي با آن به درس و مدرسه علاقه مند مي شوند .

22-تحريك حس كنجكاوي دانش آموزان

23-آموزش برنامه ريزي به دانش اموزان از طريق رفتار و گفتار و كردار خود در كلاس درس و ارائه نظرات مشورتي به آنها درتهيه برنامه .      

24-در آميختن درس با تفريح و بازي دانش اموزان را به يادگيري بيشتر علاقه مند مي سازد . (مردمحمد سالخي).

نتایج:

دانش آموزان و د انشجوياني داراي انگيزش پايين معمولا تكاليف خود را با جديت انجام نمي دهند، به توضيحات معلم توجه  نمي كنند و بالاخره  اينكه پيشرفت چنداني نصيب آنها نمي گردد. افرادي كه  داراي  سطح  انگيزشي بالايي هستند تكاليف درسي خود را با دقت انجام مي دهند و به توضيحات معلم توجه مي كنند، پيشرفت خوبي هم نصيب آنها مي گردد. همچنين اين دسته از افراد  مشتاقانه  وظايفشان را ايفا مي كنند و در مقابل  مشكلات  مقاومت مي كنند.انگيزش بر يادگيري تاثير مثبت و مستقيم دارد، انگيزش زياد به يادگيري زياد و انگيزش كم به يادگيري كم منجر مي شود.

يادگيرندگان علاقه مند به يك موضوع نسبت به يادگيرندگان كم علاقه موفقيت بيشتري را كسب مي كنند و اين موفقيت بيشتر سطح علاقه و انگيزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوعات مشابه آن افزايش مي دهد.
زماني كه دا نش آموزان تصور مي كنند در يك تلاش موفق بوده اند آنها تشويق به يادگيري در آينده مي شوند. و برعكس زماني كه دانش آموزان در يك دوران  با شكست همراه شده اند  انگيزه  آنها  براي ادامه  تلاش با مشكل روبرو مي شود.

دانش آموزان فاقد انگيزش بين رفتار تحصيلي خودو اتفاقات مدرسه هيچ گونه رابطه اي تشخيص نمي دهند،چنانچه معلم در كلاس درس از آنها پرسشي سؤال كند و آنها پاسخ درست را بدهند اين موفقيت خود را به شانس و اقبال و يا به آساني سؤال نسبت مي دهند. چنانچه اگر در يك درس نمره  ضعيفي گرفته باشند  چنين  استدلال مي كنند كه نمره ضعيف او ناشي از غرض ورزي معلم  بوده است. بنابراين چنين افرادي شكست خود را به  عوامل خارجي و غيرقابل كنترل نسبت مي دهند.

افراد داراي انگيزش پيشرفت بالا از كساني كه انگيزش سطح پايين دارند خود را تواناتر تصور مي كنند و بيش تر تكاليفي را انتخاب مي كنند كه از نظر دشواري در حد متوسط باشد و از تكاليف بسيار آسان و يا بسيار دشوار خودداري مي كنند. يعني تكاليفي كه اين افراد در آن حداكثر جديت را نشان مي دهند تكاليفي هستند كه انجام دادن آنها مستلزم قدري تقبل خطر است.

آنها با انجام دادن تكاليف بسيار آسان احساس غرور نمي كنند و تكاليف بسيار دشوار معمولا منجر به شكست مي شود. موفقيت آنها در يك تكليف دشوار از موفقيت در يك تكليف ساده غرور بيشتري را مي آفريند. اين گروه موفقيتها و شكستهاي خود را به شخص خود (كوشش و توانايي شخصي) نسبت مي دهند.
مشاركت و درگير كردن يادگيرنده در فعاليتهاي درسي، توجه به موضوعات و فعاليتهاي مورد علاقه دانش آموز، توجه به شايستگيها و مهارتهاي دانش آموز و استفاده از وسايل و روشهايي براي برانگيختن دانش آموز از جمله راههايي هستند كه مي توانند در ايجاد انگيزش در آنها موثر باشند.

راهکارها و پیشنهادات:

 راههاي مقابله با مشكل كمبود انگيزش در يادگيري:

  مشكل كمبود انگيزش دانش آموزان يا كمبود علاقه آنان نسبت به يادگيري مطالب تازه ناشي از شكست هاي پي درپي آنان در درسهاي مشابه درس جديد است. بنابراين، بهترين راه رفع مشكل اين است كه سطح رفتارهاي ورودي شناختي دانش آموزان را بالا ببريم و كيفيت آموزشي را نيز بهبود بخشيم.
    
فنون ايجاد علاقه و انگيزش در يادگيرندگان:

1- آنچه را كه يادگيرندگان به عنوان هدف آموزشي انتظار داريد در آغاز درس به طور دقيق به آنان بگوييد و در آنان نسبت به نتايج يادگيري انتظارات مثبتي ايجاد كنيد.

  2- از تشويقهاي كلامي استفاده كنيد.

  استفاده از اظهاراتي چون "خوب"، "عالي" و "مرحبا" پس از عملكرد درست دانش آموز در افزايش علاقه او بسيار مؤثر است. اما بايد توجه داشت كه مؤثرترين تشويق آن است كه به رفتار و عملكرد درست دانش آموز وابسته باشد.

3- از امتحانات و آزمونها، به عنوان وسيله اي براي ايجاد انگيزش در يادگيرندگان استفاده كنيد.

 4- مطالب و موضوعهاي درسي را از ساده به دشوار ارائه دهيد.

5- از ايجاد رقابت و چشم وهم چشمي در ميان دانش آموزان جلوگيري كنيد.

6-    ايجاد رقابت فردي بين دانش آموزان به كسب موفقيت در معدودي از آنان و شكست اكثريت كلاس مي انجامد.

7-  پيامدهاي منفي مشاركت يادگيرندگان در فعاليت يادگيري را كاهش دهيد.

8- مشاركت دانش آموزان در فعاليت يادگيري يكي از عوامل مهم ايجاد علاقه و انگيزش است. معلم بايد مواظب باشد كه اينگونه مشاركت با پيامدهاي نامطلوب مواجه نشوند.

9- به يادگيرندگان، مسائل و تكاليفي بدهيد كه نه خيلي ساده و نه خيلي دشوار باشد.

10-    تا آنجا كه ممكن باشد مطالب درسي را به صورت معني دار و در ارتباط با موقعيتهاي زندگي ارائه دهيد و در حد امكان در انجام فعاليتهاي آموزشي براي يادگيرندگان آزادي عمل قائل شويد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

1)وطنی-رقیه، نقش انگیزش در یادگیری ،سایت com.ardomsalarim..

2) سایتaspex.20-post/com.blogfa.jalebb//:http.

3)سعیدیان-ربابه، انگیزش یادگیری در دانش آموزان، سایتmoc. magiran.

4)پارسا-محمد،انگیزش و هیجان، انتشارات پیام نور،چاپ دوم، تیر ماه 1387.

5)سیف-علی اکبر،روان شناسی پرورشی-انتشارات آگاه- چاپ چهارم، تابستان 1380.

6)جمشیدی-مریم،نشریه علمی پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل.

7)مرد محمد-سالخی، راهکارهای ایجاد انگیزش در دانش آموزان و تأثیر آن در پیشرفت تحصیلی، بر گرفته از سایت ir.golestanier.www// :http

8) آریافر-سعداله،یادداشتهای یک معلم،مقالات تربیتی معلم اهری.

9) پارسا،محمد(1374). روان شناسی یادگیری بربنیاد نظریه ها. تهران: سخن.

10)شعبانی-حسن، مهارتهای آموزش و پرورش تهران،سازمان مطالعه وتدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)ا1386.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 18:41  توسط علی  |